دیکشنری انگلیسی- اصفهانی

مجموعه: مطالب طنز و خنده دار     take :besoon stand up :vakhiz how much? :chaghaze Did you take? :essedi just now :jakh taze what is wrong with you? :chedes? crow :ghelagh fish :maa’y collect :zaft round :gombeli ugly :akele lizard :malmali like this :hanchini unacceptable :nekbeti wood :choogh chicken …

سرگرمی دانشجویی

مجموعه: مطالب طنز و خنده دار     روز اول: اتاق شماره پنج، خونه جدید ما! جارو برقی رو از انبار می گیریم.علی خیلی بهداشتیه. همه جا رو برق میندازه حتی می خواد پنکه سقفی رو هم دستمال بکشه! حیف که سرعتش زیاده وگرنه می کشید! اتاق شده یه دسته …

کارایی که پسرای ایرونی عمرانتونن انجام ندن!

مجموعه: مطالب طنز و خنده دار       این مطلب فقط جنبه طنز و سرگرمی دارد. ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!   ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!   ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!   …

داستان آمادگی برای رفتن

مجموعه: داستانهای خواندنی داستان آمادگی برای رفتن   صاحب دلی برای اقامۀ نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران او را شناختند و خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و آن ها را پند گوید. او نیز پذیرفت. نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوی او بود. مردِ …

داستان جالب مردی در سردخانه !

مجموعه: داستانهای خواندنی ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ تو ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ برای همین ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮﯼ ﺑﺰﻧﻢ  ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ که به تنهایی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭفته بود دربِ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ …

داستان زیبای برخورد یک زن و شوهر با ماموران !

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) زن و مرد از راهي مي رفتند، ماموران آنها را ديدند وآنها را خواستند!پرسيدند شما چه نسبتي با هم داريد؟زن و مرد جواب دادند زن و شوهريمماموران مدرك خواستند،زن و مرد گفتند نداريم !ماموران گفتند چگونه باور كنيم كه شما زن و شوهريد ؟!زن و مرد …

وصیت نامه مرد خسیس !

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را …

داستان کوتاه ناخدا یا مهندس!؟

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) يکي از روزها ناخداي يک کشتي و سرمهندس آن در اين باره بحث مي  کردند که در کار اداره و هدايت کشتي کدام  يک نقش مهم  تري دارند.بحث به  شدت بالا گرفت و ناخدا پيشنهاد کرد که يک روز جايشان را با هم عوض کنند. قرار …

کودک قهرمان (داستانک)

مجموعه: داستانهای خواندنی   کودکی ده ساله که دست چپش به دلیل یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد…    پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد!   استاد پذیرفت و به پدر کودک قول …